ماجرای تلگراف بلاد و یک سوال: آمریکا نماینده آزادی است؟

خبرنگاران:نیل شیهان، خبرنگار آمریکایی که به مدت سه سال جنگ ویتنام را پوشش داده، نویسنده یک دروغ آشکار: آمریکا و جان پائول وان در ویتنام، صلح آتشین جنگ سرد: برنالد شریور و سلاح نهایی و برنده جایزه پولیتزر آمریکا است.

ماجرای تلگراف بلاد و یک سوال: آمریکا نماینده آزادی است؟

در سال 1994، بیش از 500000 توتسی توسط رقبای قبیله ای هوتو کشته شدند. یک سال بعد، بیش از 8000 مسلمان بوسنیایی توسط ارتش صرب بوسنی، واقع در سربرنیتسا، به ضرب گلوله کشته شدند. در سوریه، بیش از 100000 تن از مردم کشته شدند و بسکمک از مردم توسط گازهای سمی و شلیک گلوله و بمب به شدت زخمی شدند.

اکنون، گری جی باس، خبرنگار حرفه ای سیاسی و امور بین الملل پرینکتون، سعی دارد با کتابی تحت عنوان تلگراف بلاد، نقش ریچارد نیکسون و هنری کیسینگر در قتل عام صدها هزار شهروند بنگالی را در جریان جنگهای داخلی 1971 پاکستان مورد بررسی قرار دهد. اگرچه تعداد دقیق کشته شدگان معین نیست، ولی گری باس، تخمین سازمان جاسوسی آمریکا و وزارت امور خارجه را در حدود 200000 کشته بیان می کند.

به موجب تقسیم هند بریتانیا به نواحی مسلمان نشین و هندو نشین در سال 1947، کشور پاکستان به طور عجیبی تجزیه شد، و بی ثباتی سیاسی و حکومت دیکتاتوری پاکستان به وجود آمد. غرب پاکستان متشکل از ایالات مسلمان نشین غرب شبه قاره بود ، حال آنکه، شرق پاکستان متشکل از ایالات مسلمان نشین بنگال شرقی بود. بین این اراضی، حدود 1000 مایل، هندوستان قرار داشت. تنها نقطه اشتراک شرق و غرب مذهب آنها بود.

مشکل جدی، در سال 1970، در زمان ریاست جمهوری جن به وجود آمد. آقا محمد یحیی خان، با برگزاری انتخابات ملی موافقت کرد. برنده انتخابات، یک رهبر قدرتمند بنگالی به نام شیخ مجیب الرحمن و متحدین عوامش بودند. مجیب، که در ظاهر مدافع استقلال هر دو گروه بود، با پشتیبانی از استقلال و تجزیه بنگال شرقی، رهبر ارتش را خشمگین کرد، رهبری که سربازانش را از پنجاب و دیگر ایالات غربی انتخاب کرده بود و هیچ تعلق خاطری به بنگالیها نداشت.

25 مارس 1971، یحیی خان، اصلاح وحشیانه ای را شروع کرد. ماهها کشتار، تجاوز، ضرب و شتم و نسل کشی هندو های بنگالی، به نفع دشمن پاکستان یعنی هندوستان بود.

نیکسون و کیسینگر، مشاور امنیت ملی نیکسون، سعی داشتند تا نقش خود را از طریق به حاشیه بردن جنایاتهای اجرا شده، کمرنگ کنند. باس، از طریق جمع آوری صداهای ضبط شده نیکسون که در کاخ سفید موجود بودند، پرونده های وزارت امور خارجه، مصاحبه با ماموران سابق دولتی، آمریکاییها و هندیهایی که در این کار مشارکت داشتند، پرده از روی حقیقت برداشت.

آرچر بلاد، ژنرال کنسول آمریکا در داکا، و افسران ارتش او که از جنگ و خونریزی وحشت زده شده بودند، در گزارشهای جز به جز خود به وزارت امور خارجه آمریکا، از کشته شدگان می نوشتند و خواستار سرانجام دادن به کشتارهای جمعی بودند. ژنرال های پاکستان در مقابل فشارهای واشنگتن آسیب پذیربودند. چراکه تمام ارتش پاکستان، از جنگنده های نظامی اف-86 گرفته تا توپخانه و پیاده نظام، توسط اسلحه سازی آمریکا مجهزشده بود و در زمینه مهمات و لوزم یدکی مورد نیاز خود نیز، وابسته به ایالات متحده امریکا بود.

البته، سکوت کنسولگری واشنگتن شکسته شد. با کشته شدن بنگالها به دست ارتش تحت الحمایه آمریکا و سلاحهای آمریکایی، و بی تفاوتی واشنگتن برای توقف کشتارها، ایالات متحده آمریکا محکوم به مشارکت در کشتارهای جمعی شد.

اصلاحات جنگ طلبانه ویتنام، فرصتی را برای افسران جوان و نا امید بلاد مهیا کرد که به افشای اسرار سیاستهای دولت بپردازند. گری جی باس، کتابش را تلگراف بلاد نامید. این تلگراف، دولت نیکسون را به ورشکستگی اخلاقی متهم می کند وخواستار به سرانجام رساندن کشتارهای جمعی شد. 20 تن از افسران کنسول گری این تلگراف را امضا کردند. بلاد، به عنوان ژنرال کنسولگری، با امضای این تلگراف، بیشترین خسارت و ضرر را متحمل می شد.

آنچه بلاد و افسران جوانش از آن بی اطلاع بودند این بود که، یحیی خان پل ارتباطی نیکسون و مائو زیدونگ چینی بود. یحیی خان، مسافرت مخفیانه 1971 کیسینجر را به چین ترتیب داد تا از این طریق شرایط ملاقات مهم نیکسون در فوریه 1972مهیا شود. نیکسون و کیسینجر مصمم بودند که از چین به عنوان دوست آمریکا برای شکست دادن شوروی سابق سود ببرند. تلگراف بلاد و کنسولگری او درباره قتل عام بنگال شرقی، نیکسون و کیسینگر را خشمگین کرد.

ولی مسائل دیگری نیز موجبات خشم بیشتر آنها را فراهم کرد. آنها از هند متنفر شد، چرا که هندیها که در جنگ سرد ادعای بی طرفی می کردند، برای تهیه سلاحهای مورد نیاز خود در جنگ با پاکستان به شوروی روی بردند. از نظر نیکسون، هندیها مردمی خیانتکار و بی ثبات هستند. از نظر کیسینگر، به عنوان یک سیاستمدار بی عاطفه، هندیها متکبرانی طاقت فرسا با افکاری در هم پیچیده هستند. در قسمتی از صداهای ضبط شده می شنویم که نیکسون اظهار می کند: آنچه هندیها به آن نیاز دارند، قحطی گسترده است.

نیکسون، دشمنی و کینه ویژه ای نسبت به ایندیرا گاندی، دختر جواهر نعل نهرو، موسس هند و اولین نخست وزیر هند داشت.

نیکسون و کیسینجر، تمام تلاش خود را در جهت تجهیز کردن ارتش پاکستان انجام دادند تا از این طریق پاکستان با هند وارد جنگ شود. کمک های نظامی این دو در کشتارهای خونین بنگال شرقی کاملا مشهود است. با شروع جنگ، نیکسون و کیسینگرقوانین را تغییر داده و انتقال جنگنده های اف 104 آمریکایی را از ایران و اردن به پاکستان تصویب کردند. جان میشل، دادستان نیکسون و یکی از محکومان اصلی واقعه ننگ واتر گیت، نیز در جریان این دسیسه دست داشته است. در سرانجام جنگ، ارتش هند مقتدرانه نیروهای پاکستان را شکست داده و بنگال شرقی را آزاد کرده و موجب تاسیس بنگلادش شد.

پس از خواندن چنین داستان شرم آوری، باید این سوال را از خود بپرسیم که آیا ایجاد رابطه پنهانی با چین، ارزش کشته شدن 200000 بنگالی را داشت. قطعا، برای مائو، راههای دیگری برای برقراری روابط تجاری با آمریکا وجود داشته است. جای سوال وجود دارد که چرا آمریکا کننده آزادی، عدالت و شایستگی است!

منبع: تسنیم
انتشار: بروزرسانی: 30 مهر 1398 شناسه مطلب: 76

به "ماجرای تلگراف بلاد و یک سوال: آمریکا نماینده آزادی است؟" امتیاز دهید

امتیاز دهید:

دیدگاه های مرتبط با "ماجرای تلگراف بلاد و یک سوال: آمریکا نماینده آزادی است؟"

* نظرتان را در مورد این مقاله با ما درمیان بگذارید