بانوی ایرانی رکورددار اهدای خون از سوزن می ترسد

به گزارش خبرنگاران، ماندانا حجاریان علاوه بر اینکه خودش رکورددار اهدای خون بانوان است، خانواده او نیز اولین خانواده اهدا کننده خون در کشور هستند.

بانوی ایرانی رکورددار اهدای خون از سوزن می ترسد

تاکنون چند بار خون اهدا کردید؟

تا الان 173 بار.

اولین باری که خون اهدا کردید چه زمانی بود؟

15 ساله بودم. اصلا سازمان انتقال خون وجود نداشت. پدرم از خیرین خوزستان بود و هرکس مسئله ای داشت در خانه ما را می زد. سوم مهر 1354 بود؛ خانمی احتیاج به خون داشت، پدرم همه بچه ها را جمع کرد که پس از آزمایش، گروه خونی من و یکی دیگر از بچه ها که + Bبود به آن فرد می خورد. یادم هست از سوزن می ترسیدم. هنوز هم بعد از 173 بار خون دادن از سوزن می ترسم. خلاصه خدا را شکر آن خانم از مرگ نجات پیدا کرد و پدر و مادر و همسایه ها خیلی مرا تشویق کردند. آن موقع ها اهدا نماینده را کنار بیماری که به خون احتیاج داشت، می خواباندند و به اندازه ای که احتیاج داشت، خون می گرفتند.

173 بار اهدای خون را خودتان حساب کردید یا سازمان انتقال خون؟

از بچگی هربار که خون دادم برگه هایش را نگه داشتم. تا 17 سالگی خوزستان بودم. بعد هم برای تحصیل به تهران آمدم. اصفهان هم خون داده بودم. بعدها این کارت ها را به آنها نشان دادم و تائید کردند.

چند وقت یکبار خون می دهید؟

مثل آقایان سه ماه یکبار. البته دفعه آخر دکتر گفت چهار دفعه یکبار خون بدهید. سری قبل که رفتم کانادا به پسرم سر بزنم، سازمان انتقال خون کبک از من خواست آنجا خون بدهم. حالا این بار که باز بروم، آنجا می خواهم خون بدهم.

چطور شد از شما چنین درخواستی کردند؟

وقتی رفتم می خواستم بدانم روند انتقال خون در کانادا چطور است. مدارکم را با خودم برده بودم. وقتی آنجا کارتم را نشان دادم خیلی احترام گذاشتند و از من خواستند خون بدهم. آن موقع موقع خون دادنم بود، اما چون نیت داشتم به ایران برگردم و همزمان با روز 7 مهر که روز آتش نشان است، خونم را به آتش نشان ها تقدیم کنم، به من گفتند پس حتما دفعه بعد که آمدید خون بدهید. چون در کانادا باید پنج سال ساکن باشی تا خون بدهی، اما آنها از من خواستند دفعه بعد خون بدهم. خون دادن ربطی به سیاست و زبان و رنگ پوست ندارد. اهدای خون یک مسئله انسان محبت آمیز است. نیت ما از خون دادن نجات جان انسان هاست؛ فرقی هم نمی نماید کجای جهان باشد.

تغذیه شما چگونه است؟

سعی می کنم قرص نخورم. هم پروتئین گیاهی استفاده می کنم هم پروتئین طبیعی (گوشت ها)، انواع سبزیجات و مغزیجات. می دانم بعد از غذا نباید چای بخورم. سعی می کنم به تغذیه ام رسیدگی کنم. مثلا کمتر فردی در سن و سال من (57 سالگی) کله پاچه می خورد اما من برای تامین پلاسما در بدنم، کله پاچه می خورم. خدا را شکر هیچ گونه بیماری ندارم.

فرزندانتان هم خون اهدا می نمایند؟

یک دختر و دو پسر دارم. دخترم مشاور حقوقی اداره برق در کرمان است. پسرم فوق تخصص متالوژی مواد در کاناداست. آن یکی پسرم هم مهندسی مکانیک خوانده و در زنجان در ارتش کار می نماید. بچه های من زمانی که دیدند با این انگیزه خون می دهم، آنها هم از 15 سالگی آغاز کردند به اهدای خون. همسرم هم در 65 سالگی خون اهدا می نماید. ما اولین خانواده اهدا نماینده خون هم هستیم. من فرزندانم را به اهدای خون تشویق کردم. چون وقتی من در جامعه تبلیغ اهدای خون می کنم، وقتی مردم هم ببینند فرزندانم خون اهدا می نمایند، نگاه مثبت تری به موضوع اهدای خون پیدا می نمایند.

ورزش هم می کنید؟

بله، سومین صعودنماینده بانوان کوهنورد کشور هستم. هفته ای دوبار کوه می رویم و الان که در کرمان زندگی می کنیم به قله هزار صعود می کنیم. هر روز هم پیاده روی و ورزش می کنم تا بتوانم خون اهدا کنم. ورزش می کنم تا سلامت باشم، پوکی استخوان نگیرم، چاق و تنبل نشوم.

منبع: خبرگزاری مهر
انتشار: بروزرسانی: 11 آذر 1398 شناسه مطلب: 183

به "بانوی ایرانی رکورددار اهدای خون از سوزن می ترسد" امتیاز دهید

امتیاز دهید:

دیدگاه های مرتبط با "بانوی ایرانی رکورددار اهدای خون از سوزن می ترسد"

* نظرتان را در مورد این مقاله با ما درمیان بگذارید